مراقبه 22 دی
روز:
بياموز بدون اينكه كاري را بكني در سكوت بنشيني. فقط بنشين! در خودت بيارام. در خودت رها شو. اين كار اندكي زمان مي برد، زيرا ما را بي قرار پرورانده اند. ما بدست كساني پرورش يافته ايم كه خود بيقرار بودند. آنان ما را مسموم كرده اند، ما را فاسد كرده اند- اما نه آگاهانه و از روي قصد. شايد آنها انسانهاي خوبي بودند. شايد قصد داشتند به ما كمك كنند اما ناآگاه بودند و انسانهاي ناآگاه نمي توانند كمكي بكنند. فقط مي توانند آسيب برسانند. آنان همه را بي قرار و ناآرام ساخته اند. همه همواره در حال دويدن اند. دويدن و دويدن. نمي دانند به كجا، چرا و براي چه مي دوند! سرعت چيزي بسيار مهم شده انگار كه داراي ارزش ذاتي است. يك مراقبه گر فقط بايد كارهاي اصلي و اساسي انجام دهد و نبايد زندگيش را براي چيزي غير ضروري تلف كند. يك مراقبه گر بايد بياموزد چگونه آرامش يابد، بياسايد و از آسودگي لذت ببرد. و اندك اندك در كانون وجودت جاي خواهي گرفت. و وقتي به كانون وجود دست يابي، به جاودانگي و ابديت دست يافته اي. براي نخستین بار طعم عصاره زمان را خواهی چشيد.
شب:
همه چيزامكان پذير است اما تو بايد آنها را ممكن سازي. همه شرايط لازم براي ممكن شدن آنها در دسترس توست. فقط بايد آگاهانه عمل كني. به اين مي ماند كه تو زمين و بذري فراوان و آب و خورشيد را در اختيار داري، اما اگر بذرها را در زمين نكاري، هيچ گلي رشد نخواهد كرد و زمين تو بياباني پر از علفهاي هرز خواهد ماند. مهم ترين اصلي كه بايد به خاطر داشته باشي اين است كه تمام چيزهاي بي مصرف خودرو هستند و چيزهاي مهم و مفيد با كار و تلاش بدست مي آيند. دست يافتن به چيزهاي مهم و مفيد، تكليفي دشوار است. اگر دست روي دست بگذاري و كاري انجام ندهي نمي تواني به گل سرخي تبديل شوي. اكثر كساني كه به اين دنيا مي آيند، دست خالي مي آيند و دست خالي مي روند. اين مايه شرمندگي است. رهروان بیداری و عشق بايد كاملا شكوفا شوند. بايد سرنوشتشان را رقم بزنند.
298
آهنگ طبيعي بدن
بسيار مهم است كه هركس آهنگ طبيعي بدن خود را بداند. اين آهنگ ثابت و غير قابل تغيير است و هنگاميكه به دنيا مي آييد، تنظيم مي شود. كافي است اين آهنگ را درك كنيد. اگر احساس مي كنيد كه دوست داريد زودتر بخوابيد، زودتر بخوابيد و در عوض، صبح زودتر از خواب برخيزيد. آهنگ طبيعي بدن، برنامه ريزي از قبل تنظيم شده سلولهاي بدنتان است. پرنده هايي وجود دارند كه با غروب خورشيد به خواب مي روند. اين پرنده ها را در آزمايشگاههايي قرار دادند و هنگام روز، محلي را كه آنها در آن قرار داشتند، تاريك كردند و هنگام شب، آنجا را روشن نگاه داشتند. پس از مدتي متوجه شدند كه پرنده ها عصبي شده و شروع به خودكشي يا كشتن يكديگر كرده اند. آنها هنگام تاريكي مي خوابيدند و هنگام روشنايي از خواب بر مي خاستند و فقط جاي شب و روز برايشان تغيير كرده بود، ولي سيستم طبيعي بدنشان، اين نكته را درك كرده بود كه اتفاق عجيبي رخ داده است.