مراقبه 17 دی
روز:
انسان در زمين موجودي بيگانه است. او دراين جهان است اما متعلق به آن نيست. مي كوشد به هر طريقي خانه اي بسازد، روابطي عاطفي ايجاد كند اما با شكست روبرو مي شود. تا زمانيكه انسان شروع به جستجوي درون نكند، همچنان بي خانمان خواهد ماند، زيرا خانه واقعي آنجاست. و دنياي درون فراتر از زمين است. دنياي درون بخشي از زمين نيست، در اين جهان است و درعين حال دراين جهان نيست. همان لحظه كه خود را در دنياي درونت بشناسي، احساس بيگانگي ناپديد مي شود. خانه خود، دنيايي را كه متعلق به آني و پادشاهي خدا را خواهي يافت. تا زمانيكه چنين نشود تمام تلاشهايت ناگزير به شكست خواهد انجاميد. تمام روابط عاشقانه ات بدون استثناء شكست خواهد خورد. تمام قدرتت ازهم خواهد پاشيد. شايد تو تمام ثروتهاي عالم را در اختيار داشته باشي اما همچنان فقير خواهي بود. شايد تمام دنيا مال تو باشد اما در اعماق وجودت احساس تهي بودن خواهي كرد. زندگي ات معنايي نخواهد داشت. همين كه كانون وجودت را بشناسي، محيط پيرامونت جزيي از آن مي شود. آنگاه تو در دنيا زندگي خواهي كرد و در عين حال در دنيا نخواهي بود و تحت تاثير آن قرار نمي گيري.
شب:
يگانه راه ثروتمندي اين است كه دردسترس خداي هستي و تمام رنگها، رنگين كمان ها، ترانه ها و درختان و گلهاي آن باشي، زيرا خدا را نمي توان در معبدها يافت. معبدها به دست انسان ساخته شده اند. خدا را در طبيعت مي توان يافت. خدا در ستارگان و در زمين خواهي يافت. وقتي باران مي بارد و رايحه اي دل انگيز از زمين بلند مي شود، خدا را در آنجا مي تواني بيابي. خدا را در چشمان يك گاو يا در خند ه هاي يك كودك مي تواني بيابي. خدا را در همه جا غير ازمكانهايي كه به دست مبلغان اختراع شده است مي تواني بيابي – اين مكانها تهي هستند. وقتي زندگي را همانگونه كه هست و بدون هيچ شرط و شروطي بپذيري، ناگهان خدا از تمام گوشه و كنارها خود را به تو مي نماياند. سرشار از خدا بودن، يگانه امكان هر گونه معنا و هدف يافتن است. و كسيكه خدا را شناخته، فنا ناپذيري را شناخته است. آنگاه فقط جسم و تن او خواهد مرد. هسته اصلي وجودش براي هميشه و هميشه باقي خواهد ماند.
293
شگفتي
تمامي آنچه زيبا و واقعي است، با شگفتي همراه است. ظرفيت شگفت زده شدن را از دست ندهيد. اين يكي از بزرگترين موهبتهاي زندگي است. با ازدست دادن ظرفيت شگفت زده شدن، ديگر مرده ايد. اگر اتفاقات هنوز مي توانند سبب شگفتي شما شوند، زنده ايد و هرچه بيشتر در رويارويي با اتفافات مختلف حيرت كنيد، زنده تريد؛ درست همانند سرزندگي و نشاط كودكان كه با ديدن يك سگ، گربه، پرنده يا گوش ماهي در ساحل آنچنان شگفتي آنها را فرا مي گيرد كه باور كردني نيست. حتي اگر شما الماس بزرگ كوه نور را پيدا مي كرديد، اين قدر حيرت زده نمي شديد. كودكان ظرفيت شگفت زده شدن را دارند پس هر گوش ماهي كوچكي برايشان همانند يك كوه نور است. معناي زندگي براي هريك از شما به اندازه ظرفيت حيرت و شگفتي در شماست. بارها و بارها به خود يادآوري كنيد كه زندگي پاياني ندارد و هميشه در حال حركت و نو شده است. زندگي سفري بي پايان است كه هر لحظه اش بكر و تازه است. هر لحظه از زندگي، شما را به اصل خودتان باز مي گرداند.