مراقبه 16 دی
روز:
افكار چون امواج هستند. ذهن تو را پيوسته متلاطم نگاه مي دارند. و وقتي ذهن تو در تلاطم باشد نمي تواند ماه را باز تاباند. مثل درياچه اي پر تلاطم است: ماه در آسمان است اما درياچه قادر به بازتاباندن آن نيست. وقتي امواج خروشان فرو مي نشينند، سطح درياچه همچون آيينه صاف مي شود و چهره ماه با تمام شكوهش از آن باز مي تابد. در حقيقت، چهره ماهي كه از آب درياچه باز مي تابد بسيار زيباتر از ماه واقعي است، زيرا درياچه چيزي به شكوه و زيبايي ماه مي افزايد. حقيقت نيز اينگونه است. وقتي تو كاملا ساكت و آرام باشي، حقيقتي كه از تو باز مي تابد چيزي ازتو مي گيرد. حقيقت زماني كه از آگاهي يك بودا باز مي تابد قوي تر ميشود. چنين نيست كه فقط بودا قدردان حقيقت باشد، بلكه حقيقت نيز قدردان بوداست. در شرق بسيار معروف است كه وقتي يك نفر به روشني ميرسد، همه عالم جهشي بزرگ بسوي ناشناخته برمي دارد. هر بودا، جواهر حقيقت را بيش از بيش زيباتر مي سازد. اما هنر اينكار ساكت بودن است، سكوت مطلق. بنابراين تو بايد بدون انجام كاري در سكوت بنشيني تا آنگاه بهار از راه برسد و سبزه ها خود به خود رشد كنند. هيچ تلاشي لازم نيست. تنها چيز لازم، دست برداشتن از تمام تلاشهاست انگار كه تو وجود داري – اين همان معناي سكوت است. وقتي تو كاملا از ميان برخاسته باشي، حقيقت از راه مي رسد. با چنان شكوه و زيبايي، با چنان شور و نشاط، با چنان سرمستي كه در تصور نمي گنجد.
شب:
در لحظه اكنون به سر بردن، يگانه راه زندگي كردن است. و آنگاه كه تو بدون پس روي به گذشته يا پيش روي به آينده در لحظه اكنون به سر مي روي، آنگاه كه همه انرژي ات بر اين لحظه متمركز است، زندگي گرم و پر حرارت و يك عشق بازي پر شور مي شود. تو با انرژي خودت شعله ور مي شوي. نور باران مي شوي، زيرا آتش در گرما و حرارت معيني به زندگي تبديل مي شوي، گرما و حرارت به نور تبديل مي شود. و اين تنها راه ثروتمند شدن است. در دنيا دو نوع انسان فقير وجود دارد: فقير فقير و ثروتمند فقير. ثروت هيچ ربطي با مال و منال ندارد، بلكه به چگونه زندگي كردن تو، كيفيت زندگي تو مربوط است. و تمام اين چيزها از راه مراقبه و اتصال رخ مي نمايند.
292
نقابها
هرچه مي كنيد، فقط آگاهي خود را حفظ كنيد. حتي اگر نقابي بر صورت داريد، از آن آگاه باشيد. وقتي غمگين هستيد و دوستي نزدتان مي آيد، او را نيز غمگين مي سازيد. چرا بايد او بدون دليل غمگين شود؟ در حاليكه كاري انجام نداده است... مي توانيد بخنديد و با رويي خوش با او برخورد كنيد. در حاليكه از درون آگاهيد كه اين خنده و شادي، فقط يك نقاب است. هنگامي كه دوستتان شما را ترك مي كند، دوباره به غم و اندوه خود باز گرديد. اگر از نقابها به اين شكل و آگاهانه استفاده كنيد، اشكالي وجود نخواهد داشت. اگر زخمي داريد، نيازي نيست آنرا به همه نشان دهيد. زخم شما ارتباطي به ديگران ندارد. چرا بايد ديگران براي زخمهاي شما احساس ناراحتي كنند؟ مراقب زخم خود باشيد و بكوشيد آنرا معالجه كنيد. زخم را به پزشك نشان دهيد. نقابها نقش روان سازي و روغن كاري دارند. كسي از شما سووال مي كند حالت چطور است و تو شروع مي كني مشكلاتت را برايش مي گويي. در حاليكه منظور او اصلا اين نبوده. او فقط مي خواسته سلام و عليكي بكند و حالا مجبور است يك ساعت به درد دل تو گوش بدهد. مطمين باش بار ديگر، حتي به تو سلام هم نخواهد كرد. در زندگي تشريفاتي وجود دارد كه بايد رعايت شود. تو تنها زندگي نمي كني و اگر نخواهي بر اساس الگوهاي رسمي اجتماعي زندگي كني، براي خودت مشكل درست مي كني.